فراموشی خاطرات دوران کودکی | چرا نمی‌توانم کودکی‌ام را به یاد بیاورم؟

فراموشی خاطرات دوران کودکی

فراموشی خاطرات دوران کودکی که به فراموشی نوزادی نیز نامگذاری می‌شود، نوعی ناتوانی بزرگسالان در بازیابی خاطرات اپیزودیک (خاطرات موقعیت‌ها یا رویدادها) قبل از سن دو تا چهار سالگی و همچنین قبل از ده سالگی در برخی از افراد مسن است که نسبت به چیزی که انتظار می‌رود با توجه به گذشت زمان خاطرات کمتری را به یاد می‌آورند.در ادامه تمام جوانب این موضوع را بررسی می‌کنیم و اگر در خصوص فراموشی دوران کودکی سوالی دارید، حتما برای دریافت مشاوره با متخصصان آریاز کلیک کنید.

علت اینکه چرا کودکی‌ام را به یاد نمی‌آورم؟ (علت فراموشی خاطرات دوران کودکی)

فراموشی خاطرات کودکی و به یاد نیاوردن دوران کودکی در واقع رایج‌تر از به یاد آوردن همه آن است. معمولاً اولین خاطراتی که می‌توانیم بازیابی کنیم، تقریباً مانند تکه‌هایی از رویا هستند که نمی‌توانیم آن‌ها را کاملاً درک کنیم. یک تنوع طبیعی بین افراد در مورد اینکه چقدر می‌توانند سال‌های اولیه زندگی خود را به خاطر بسپارند وجود دارد.

خاطرات اولیه ممکن است در سنین 2 تا ۵/۲ سالگی شکل بگیرد، اما اغلب اولین خاطراتی که به یاد می‌آیند مربوط به سن 5 یا 6 سالگی است.

به طور کلی، هنوز علت مشخصی برای این پدیده وجود ندارد. اما نظریه‌های متفاوت و گاهی متضاد، این پدیده را توجیه می‌کنند. فراموشی دوران کودکی تا حدی طبیعی است و بخشی از فرایند رشد محسوب می‌شود. در ادامه علت‌هایی را که می‌تواند موجب ناتوانی فرد در به یاد آوردن خاطرات دوران کودکی موثر باشند را بیان کرده‌ایم:

  1. سلول‌های عصبی و فراموشی دوران کودکی

قطعا این موضوع به ساختار و شیمی مغز مربوط خواهد بود. از بین رفتن سلولهای عصبی قدیمی که از خاطرات نگهداری می‌کنند؛ یکی از دلایل فراموشی دوران کودکی است. این نظریه به نوروژنز معروف است و تقریبا در 6 سال اول زندگی اتفاق می‌افتد. طبق این نظریه سلول‌های عصبی جدید، سلولهای عصبی قدیمی را که مربوط به خاطرات گذشته و قدیمی هستند را پاک می‌کنند.

  1. تروما یا آسیب‌های روانی

برخی از اتفاقات هستند که باعث ضربه و آسیب به روان فرد می‌شوند و ایجاد تروما را به عمل می‌آورند. یکی از عوارضی که تروما ایجاد می‌کند، اختلال در حافظه یا فراموشی است. در این شرایط مغز تلاش می‌کند تمام خاطرات بد دوران گذشته را فراموش کند و فرد بخشی یا همه خاطرات تلخ را فراموش خواهد کرد. گاهی این فراموشی ارادی است و گاهی هم فرد در آن هیچ نقشی ندارد.

برخی از اتفاقاتی که باعث فراموشی کودک می‌شوند؛ شامل موارد زیر هستند:

  • سواستفاده جنسی
  • طلاق والدین
  • فرزندخواندگی
  • مرگ والدین
  • خشونت فیزیکی
  1. ضربه جسمانی

شاید شما هم دیده باشید که فردی در اثر تصادف و یا سایر اتفاقات، حافظه خود را به صورت موقت یا دائم از دست می‌دهد. این فراموشی، ناشی از ضربه یا شوک حاصل آن ضربه و اتفاق است. فراموشی دوران کودکی نیز شاید براثر ضربه یا آسیب جسمانی در دوران کودکی یا حتی بزرگسالی اتفاق بی‌افتد.

  1. عدم اهمیت به خاطرات

مسلما همه خاطرات دوران کودکی برای ما حائز اهمیت نیستند؛ به همین دلیل بعد از مدتی از یاد می‌روند. پس فراموشی دوران کودکی در اثر عدم اهمیت عاطفی خاطرات نیز ایجاد می‌شود. بار هیجانی خاطرات در به یاد آوردن آن‌ها بسیار موثر است. برای مثال خاطراتی که برای ما حس مثبت یا منفی بیشتری ایجاد کرده را بیشتر به یاد می‌آوریم.

  1. نقش سن

گاهی افراد با افزایش سن، خاطرات بیشتری را از یاد می‌برند و معمولا درگیر مسائل بیشتر و مهمتری خواهند شد و مانند گذشته، به دوران کودکی فکر نمی‌کنند. با بالا رفتن سن جزئیات بیشتری را مخصوصا از دوران کودکی از یاد می‌بریم و بعد از مدتی تقریبا آن را فراموش می‌کنیم. مغز تا قبل از 6 سالگی در حال رشد است و شاید قادر به ثبت و نگهداری بسیاری از اطلاعات نباشد. بعد از آن نیز عوامل زیادی در بازگردانی خاطرات موثر باشند.

  1. رشد شناختی

علاوه بر رشد جسمانی در دوران کوکی، رشد شناختی نیز بسیار مهم و موثر است. در طی فرایندی، سلول‌های عصبی جدیدی در هیپوکامپ مغز ایجاد می‌کنند که حافظه اولیه را مسدود کرده و مغز دچار تغییراتی می‌شود. مسدود شدن حافظه اولیه، شاید باعث از بین رفتن بخشی از خاطرات شود.

عوامل موثر در حافظه دوران کودکی

در حالیکه طبیعی است که خاطره‌ای دقیق از دوران کودکی خود نداشته باشید، چندین عامل نقش کلیدی در توانایی ما در شکل‌گیری، ذخیره و دسترسی به خاطرات دارند:

  • رشد مغز

سال‌های اولیه زندگی برای رشد مغز حیاتی است. در دوران نوزادی، نورون‌های ما دائماً در حال ایجاد اتصالات جدید و حذف موارد غیر مفید از طریق فرآیندی به نام هرس هستند. خاطرات اولیه، به ویژه آنهایی که در زمان شکل‌پذیری شدید و هرس شکل گرفته اند، به خوبی حفظ نشده‌اند.

  • سن شکل گیری حافظه

سنی که در آن چیزی را تجربه می‌کنیم در میزان احتمال به یاد آوردن آن نقش دارد. وقایع اولیه‌ای که ما در کودکی تجربه می‌کنیم تقریباً غیرممکن است که بتوانیم آنها را حفظ کنیم. با افزایش سن، خاطرات «قوی‌تر» می‌شوند و نگهداری آن آسان‌تر می‌شود.

  • اهمیت عاطفی

تحقیقات نشان داده است که اگر حافظه با احساسات قوی یا یک رویداد مهم زندگی مرتبط باشد، به احتمال زیاد در مغز ما تحت فشار قرار می‌گیرند. خاطرات اولیه ما که مملو از شادی هستند، معمولاً قابل دسترسی‌تر هستند. متأسفانه، همین امر در مورد احساسات منفی مانند ترس، خشم یا ضربه نیز صدق می‌کند.

  • تکرار و تقویت

می‌توانیم خاطرات را راهی در یک جنگل بدانیم. اگر به طور مداوم روی زمین آنجا پیاده‌روی شود، یک مسیر از قدم‌های ما باقی می‌ماند، اما زمانی که از آن استفاده نمی‌شود، چمن‌ها آنجا را فرا می‌گیرد و مسیر ما محو می‌شود. اگر بارها و بارها به خاطره‌ای فکر کنید، آن خاطره با گذشت زمان بیشتر حفظ می‌شود. اگر اغلب به خاطرات دوران کودکی خود فکر نکنید، ممکن است محو شوند.

نظریه‌های حافظه دوران کودکی

در حالیکه پاسخ روشنی برای اینکه چرا خاطرات دوران کودکی ما از ما فرار می‌کند وجود ندارد، چندین نظریه وجود دارد که سعی می‌کنند توضیح دهند که چرا خاطرات گریزان هستند. دو مورد از برجسته‌ترین توضیح‌ها «فراموشی نوزادی» و «تقویت حافظه» است.

الف) نظریه فراموشی نوزادان.

یکی از پذیرفته‌شده‌ترین توضیحات برای به یاد نیاوردن دوران کودکی‌تان است. بر اساس این نظریه، مغز ما در سال‌های اولیه هنوز به طور کامل رشد نکرده است، و شکل‌گیری و حفظ خاطرات طولانی‌مدت را اگر نگوییم غیرممکن می‌سازد. در نتیجه، خاطرات این دوره ممکن است زودگذر یا به طور کامل وجود نداشته باشد.

ب) نظریه تثبیت حافظه.

این نظریه، بر روند چگونگی ایجاد خاطرات بلند مدت ما تمرکز می‌کند. خاطرات بلندمدت آن‌هایی هستند که می‌توانیم در هر زمانی آن‌ها را بازیابی کنیم. در طی فرآیند تثبیت حافظه، ما اطلاعات را از حافظه کوتاه مدت خود به حافظه بلند مدت منتقل می کنیم. برخی از محققان بر این باورند که مغزهای نابالغ کودکان خردسال و نوپا با این فرآیند دست و پنجه نرم می‌کنند، که توضیح می‌دهد که چرا اکثریت خاطرات اولیه به درستی منتقل نمی‌شوند.

نقش مغز در حافظه

درک نقش مغز در یادآوری حافظه می‌تواند روشن کند که چرا ما در به یاد آوردن دوران کودکی خود تلاش می‌کنیم. زمانی که می‌خواهید خاطره‌ای از دوران کودکی خود را به خاطر بیاورید، چندین ناحیه مغز درگیر می‌شوند.

یکی از آنها هیپوکامپ است که یک ساختار عمیق مغز است. این ساختار برای شکل‌گیری و بازیابی خاطرات بسیار مهم است. این قطعات اطلاعات را به هم پیوند می‌دهد و حافظه منسجمی ایجاد می‌کند. در مراحل اولیه زندگی، هیپوکامپ ممکن است به طور کامل رشد نکند و در نتیجه شکل‌گیری حافظه کارآمدتر شود.

دومین ناحیه درگیر در یادآوری فعال قشر پیش پیشانی ما است. این حوزه در بسیاری از فرآیندها از جمله برنامه ریزی، تفکر منطقی و حافظه فعال درگیر است. حافظه فعال به ما امکان می‌دهد اطلاعات لازم را در یک لحظه خاص برای تکمیل یک کار یا انجام یک عمل حفظ کنیم. شما می‌توانید حافظه فعال را به عنوان یک صفحه یادداشت چسبنده در مغز خود با یادآوری‌ها و لیست کارهایی که باید انجام دهید در نظر بگیرید.

در نهایت آمیگدال مسئول پردازش احساسات است. همانطور که قبلا ذکر شد، احساسات تقویت‌کننده حافظه هستند. به همین دلیل است که رویدادهای آسیب‌زا یا بسیار عاطفی از دوران کودکی ممکن است در دسترس‌تر باشند.

زنده بودن یک حافظه خاص به رشد مغز، اهمیت عاطفی و سنی که یک رویداد یا تجربه در آن رخ داده است بستگی دارد. در حالیکه ممکن است یادآوری تمام جزئیات سال‌های اولیه زندگی دشوار باشد، اما آنها برای همیشه گم نمی‌شوند. سعی کنید حافظه خود را از طریق استراتژی‌ها و تکنیک‌های مختلف آهسته آهسته کنید، که ممکن است به شما کمک کند دوباره دوران کودکی خود را باز کنید و گرامی بدارید.

نکاتی برای یادآوری دوران کودکی

استراتژی‌هایی وجود دارد که می‌توانید برای باز کردن و حفظ آن لحظات ارزشمند از گذشته خود استفاده کنید:

  • به عکس‌ها و فیلم‌های خانوادگی قدیمی نگاه کنید. نشانه‌های بصری می‌توانند به عنوان دروازه‌ای برای لحظات فراموش شده عمل کنند و به شما کمک کنند تا جزئیات و رویدادهای دوران کودکی خود را به یاد آورید.
  • با خانواده یا دوستان دوران کودکی صحبت کنید. آنها ممکن است بیش از شما در مورد یک رویداد یا تجربه خاص به یاد بیاورند. مکالمات در مورد گذشته می‌تواند به شما کمک کند تا به خاطرات خاصی دسترسی پیدا کنید.
  • یادگاری‌ها را دوباره ببینید. ژورنال‌های قدیمی، کتاب‌های رنگ‌آمیزی یا یادگاری‌های دوران کودکی می‌توانند خاطرات شما را تحریک کنند. علاوه بر این، ژورنال کردن می‌تواند روشی موثر برای ثبت خاطراتی باشد که قبلاً بازیابی کرده‌اید و می‌تواند باعث ایجاد خاطرات بیشتر شود.
  • کودکی خود را تجسم کنید. به عنوان مثال، داستانی را پخش کنید که والدین یا پدربزرگ و مادربزرگتان به شما گفته‌اند تا به شما کمک کند اولین روزهای زندگی خود را به خاطر بیاورید.
  • مکان‌های قدیمی را دوباره مرور کنید. مکان‌هایی که در آن‌ها زندگی کرده‌اید یا از آن‌ها بازدید کرده‌اید می‌توانند ابزار قدرتمندی برای بازیابی خاطرات مرتبط با آن مکان‌ها باشند. صداها یا بوهای خاص که منحصر به آن مکان هستند می توانند تجارب فراموش شده را برای مدت طولانی تداعی کنند.
  • کمک از یک روانشناس. اگر برای به یادآوری خاطرات دوران کودکی خود نیاز به کمک دارید از یک پزشک متخصص یا یک روانشناس کمک بگیرید.

نکته پایانی در مورد فراموشی خاطرات کودکی

اغلب کسانی که بیان می‌کنند؛ هیچ چیز از دوران کودکی خود به یاد نمی‌آورند، در حال سرکوب کردن این خاطرات هستند. احتمالا برای آنان دوران کودکی، یادآور خاطرات ناگواری است که آنها قادر به کنترل‌شان نیستند و یا آنها را نمی‌پذیرند. راه حل این موضوع، مراجعه به روانشناس و کمک گرفتن از آن است تا بتوان با این موضوع کنار آمد.

نیلوفر علی‌بیگی

منبع:

Vaišvilaitė, L. (October 06, 2023). Why Can’t I Remember My Childhood? Is There a Way to Remember It?. Taken from the link: https://healthnews.com/mental-health/self-care-and-therapy/why-cant-i-remember-my-childhood/

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

keyboard_arrow_up